تبلیغات
آنان که حسین را خدا پندارند **************** کفرش به کنار عجب خدایی دارند - وای حسین(ع)....! جانم حسین(ع)...!
پیراهن کهنه

از قساوتهای دشمنان در کربلا ، عریان نهادن جسم حسین (ع) بر روی خاک بود . امام ، برای پیشگیری از این ظلم ، روز عاشورا قبل از عزیمت به میدان شهادت ، کنار خیمه ها آمد و از خواهرش زینب ، جامه و شلواری کهنه طلبید و آنها را با دست پاره پاره کرد و برتن پوشید تا کسی پس از شهادتش در آن جامه ها رغبت نکند و به طمع آن لباس ، او را عریان نسازد ، فرمود : « اِئْتُونی ثَوبَا لایرْغَبُ فیهِ اَحَدٌ اَجْعَلُهُ تَحْتَ ثیابی لِئَلا اُجَردَ مِنهُ بَعْدَ قَتْلی ... » اما « ابجر ( ابحر ) بن کعب » جنایت کرده آن را پس از شهادت امام از تن او در آورد و حسین را عریان در کربلا نهاد . از آن پس دستهایش خشک شد ، مثل دو تکه چوب .   و به نقلی شلواری را که در آورد ، در نتیجه از دو پا فلج و زمین گیر شد .


لباس کهنه بپوشید زیر پیرهنش

که تا برون نکند خصم بدمنش زتنش

لباس کهنه چه حاجت که زیر سم ستور

تنی نماند که پوشند جامه یا کفنش 


غارت خیمه ها


پس از شهادت حسین بن علی علیهما السلام ، سپاه عمر سعد به خیمه های اهل بیت حمله کردند و به غارت پرداختند . زنان و کودکان در صحرا پراکنده شدند ؛ گریان و داغدار و صیحه زنان و استغاثه کنان . پس از آن خیمه ها را آتش زدند . مقنعه از سر زنان کشیدند ، انگشتر از انگشتها بیرون آوردند و گوشواره از گوشها و خلخال از پاها .  حتی فاطمه دختر امام حسین (ع) نقل کرده که به خیمه ما ریختند و من دختری کوچک بودم ، با گریه خلخال از پایم در می آوردند . گفتم : ای دشمن خدا چرا گریه می کنی ؟ گفت : برای اینکه دختر پیامبر را غارت می کنم . گفتم : غارت مکن . گفت : می ترسم دیگری بیاید و اینها را در آورد !

آتش زدن خیمه ها

از جنایتهای سپاه عمر سعد ، آتش زدن خیمه های امام حسین (ع) و اهل بیت او در روز عاشورا بود . پس از آنکه امام به شهادت رسید ، کوفیان به غارت خیمه ها پرداختند ، زنها را از خیمه ها بیرون آوردند ، سپس خیمه ها را به آتش کشیدند . اهل حرم ، گریان و پابرهنه در دشت پراکنده شدند و به اسارت در آمدند . ا

مام سجاد (ع) در ترسیم آن صحنه فرموده است : 

به خدا قسم هرگاه به عمه ها و خواهرانم نگاه می کنم ، اشگ در چشمانم می دود و به

یاد فرار آنها در روز عاشورا از خیمه ای به خیمه دیگر و از پناهگاهی به پناهگاه دیگر می افتم ، که آن گروه فریاد می زدند : خانه ظالمان را بسوزانید ! (6) این آتش ، امتداد همان آتش زدنی بود که پس از رحلتِ پیامبر ، در خانه زهرا علیها السلام با آن سوخت و آتش کینه هایی بود که از بنی هاشم و اهل بیت در سینه ها داشتند . به یاد این حادثه ، در مراسم عاشورا در برخی مناطق رسم است که خیمه هایی به نشان خیام اهل بیت برپا می کنند ، ظهر عاشورا به آتش می کشند ، تا احیاءگر یاد آن ستمی باشد که روز عاشورا بر خاندان رسالت رفت .

آتش به اشیاء نه مرغی نمی زنند

گیرم که خیمه ، خیمه آل عبا نبود


اسب تاختن بر بدن امام (ع)

از جنایتهای فجیع سپاه کوفه ، اسب تاختن بر جسد مطهر سیدالشهداء (ع) پس از شهادت آن حضرت بود . ابن زیاد در پی تحریک شمر ، در پاسخ نامه عمر سعد از جبهه کربلا که نامه ای مسالمت آمیز بود ، نامه ای تند به عمر سعد نوشت که تو را برای مماشات و سازش و ... نفر ستاده ایم . اگر حسین و یارانش تسلیم شدند ، پیش من بفرست و گرنه بر آنان بتاز تا آنها را کشته و مُثله کنی که شایسته آنند . اگر حسین کشته شد ، بر پیکرش ( بر سینه و پشتش ) اسب بتاز ... اگر اجرای فرمان کردی پاداش مطیعان را خواهی یافت و گرنه ، کناره بگیر و سپاه را به شمر واگذار . شمر نامه را به کربلا آورد و تسلیم عمر سعد کرد .

عصر عاشورا ، پس از شهادت سید الشهداء و غارت خیمه ها ، عمر سعد گفت : داوطلب اسب تاختن بر پیکر حسین بن علی علیهما السلام کیست ؟ ده نفر داوطلب شدند و با سم اسبها بر سینه و پشت امام تاختند . پیکر امام زیر سم اسبها له شد . این ده نفر خبیث عبارت بودند از : اسحاق بن حویه ، اخنس بن مرثد ، حُکیم بن طفیل ، عمروبن صبیح ، رجأبن مُنقذ ، سالم بن خیثمه ، واحظبن ناعم ، صالح بن وهب ، هانی بن ثبیت و اُسیدبن مالک . سپس در کوفه ، اینان نزد ابن زیاد آمدند و یکی از آنان ( اُسید ) در بیان این جنایت چنین سرود :

نَحْنُ رَضَضْنَا الصدْرَ بَعدَ الظهْرِ

بِکل یعسُوبٍ شَدیدَ الا سْرِ

و جایزه گرفتند . ابوعمرو زاهد می گوید : به این ده نفر نگاه کردیم ، همه زنازاده بودند . مختار وقتی قیام کرد همه آنان را گرفت و دست و پایشان را به زنجیر بست و بر پشت آنان اسب تازاند تا مردند . 


سرهای شهداء

بریدن سر ( چه از مرده و چه از کشته ) نوعی مُثله به حساب می آید و شرعا حرام است و در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و خلفای بعدی هرگز با کشته های دشمن کافر چنین رفتاری نشد ؛ تا چه رسد به پیکر شهدای اهل بیت ، که سرها را از بدنها جدا کرده ، شهر به شهر گرداندند . اولین سری که بریده و به جای دیگر فرستاده شد ، در عصر معاویه و سر شهید بزرگوار ، عمرو بن حمق خزاعی بود که از یاران با وفای علی (ع) به حساب می آمد .

این جنایت در عصر امویان در عاشورا تکرار شد . پیش از عاشورا نیز سر مسلم بن

عقیل و هانی بن عروه را از بدن جدا کردند و به شام ، نزد یزید فرستادند . سرهای قیس بن مسهر ، عبدالله بن بقطر ، عبدالا علی کعبی ، عمارة بن صلخب نیز توسط ابن زیاد قطع شد . سرهای تعداد زیادی از شهدای کربلا هم از بدن جدا شد و به کوفه نزد ابن زیاد بردند . طبق برخی نقلها تعداد آنها 78 سر بود که میان قبایل تقسیم کردند تا از این طریق نزد ابن زیاد و یزید ، مقرب شوند . سران هر یک از قبایل کنده ، هوازن ، تمیم ، مذحج و ... تعدادی از سرها را به کوفه بردند .  ابن زیاد هم سرها را به شام نزد یزید فرستاد . کیفیت فرستادن سرها نمایشی بود تا جماعت بسیاری آنها را ببینند و وسیله ای برای ترساندن مردم و زهر چشم گرفتن از آنان باشد ، بویژه که جدا کردن سر نسبت به شخصیتهای معروفتر انجام شد . به احتمال قوی ، تصمیم به بریدن سرها توسط سپاه عمر ، با فرمان عبیدالله زیاد بوده است ؛ چون در نامه اش فرمان به کشتن و مثله کردن داده بود . به تحلیل کتاب « انصار الحسین » ، بریدن سرها تنها یک جنایت جنگی نبود ، بلکه نوعی حرکت سیاسی و نشان دهنده عمق خصومت و دشمنی و ترساندن مردم دیگر بود تا از قطع سرها عبرت بگیرند و هیچ کسی ، اندیشه مبارزه با امویان را در سر نپروراند و بداند که چنین سرهایی بریده و بر نیزه ها افراشته خواهد شد . نیز به عنوان کاری سمبلیک برای درهم کوبیدن قداست سیدالشهداء (ع) بود .

مدفن برخی از این سرها ( حدود 16 سر ) را در « باب الصغیر » شام می دانند ، از جمله سر مطهر علی اکبر ، حبیب بن مظاهر و حربن یزید را .





تاریخ : دوشنبه 12 آبان 1393 | 07:09 ب.ظ | نویسنده : JAVAD FARZAM | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
?